السيد الطباطبائي
51
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )
نبندد و تا سالك به منزل مخلّصين نرسد كشف حقيقت چنانكه بايد براى او نخواهد شد . بدانكه اخلاص و خلوص بر دو قسم است . اول ، خلوص دين و طاعت از براى خداى تعالى ؛ دوم ، خلوص خود را از براى او . و دلالت بر اول دارد كريمهء شريفهء : « وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ » . « 1 » و بر دوم دلالت دارد كريمهء شريفهء : « إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ » « 2 » و حديث نبوى مشهور : « مَنْ أَخْلَصَ للَّهِ أَرْبَعينَ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنابيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ الى لِسانِهِ » « 3 » دلالت بر قسم دوم دارد ؛ يعنى كسى بدين مرحله مىرسد كه خود را براى خداى تعالى خالص كند . و توضيح اين اجمال آنكه : خداوند تعالى همانطور كه صلاح را در قرآن كريم در بعضى از مواضع ، استناد به عمل داده است ، كقوله تعالى : « مَنْ عَمِلَ صالِحاً » « 4 » يا : « عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً » « 5 » يا : « الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ » « 6 » و در بعضى از مواضع آن را استناد به ذات انسان داده است ، كقوله تعالى : « إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ » « 7 » يا : « وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ » « 8 » ؛ همچنين اخلاص و خلوص را گاهى مستند به عمل دانسته و نسبت به آن داده است و گاهى مستند به ذات . بديهى است كه تحقق اخلاص در مرتبهء ذات موقوف است بر اخلاص در مرتبهء عمل ؛ يعنى تا كسى در يكايك از اعمال و افعال و
--> ( 1 ) . بينه ، آيه 5 : [ و مأمور نشدهاند جز اينكه خداوند را به گونهاى بپرستند كه دين را براى وى خالص كرده باشند . ] ( 2 ) . صافات ، آيه 40 : [ جز بندگان پاكشده و خالصشدهء خدا . ] ( 3 ) . [ هر كس چهل روز [ خود و عمل خود را ] براى خدا خالص كند ، چشمههاى حكمت از قلبش به سوى زبانشجريان يافته و ظاهر شود . ] ( 4 ) . نحل ، آيه 97 : [ هر كس عمل صالحى را كند . ] ( 5 ) . فرقان ، آيه 70 : [ هر كس عمل كند عمل صالحى را . ] ( 6 ) . رعد ، آيه 29 : [ آنان كه ايمان آورده و اعمال صالحه به جاى آوردهاند . ] ( 7 ) . انبياء ، آيه 75 : [ او از صالحان بود . ] ( 8 ) . تحريم ، آيه 4 : [ و صالح از مؤمنان . ]